تبليغاتX
ایران و ایرانیان
 
"خداونداما نمی توانیـم به درگاه تـو دعا کـنیم تا جنگ را پایان بخشی،زیرامی دانیـم دنیا را به ایـن شکـل آفـریده ای و انسان خود قادر است جادۀ  صلح را هموار کند."

"خداوندا ما نمی توانیم دعا کنیم قحطی و گرسنگی را از بیـن ببـری،زیرا مـنابعی به ما عـطا کرده ای که در صـورت استفادۀ عاقلانه از آن می تواند تمام دنیا را تغذیه کند."

"خداونداما نمی توانیم دعا کنیم تبعیض نژادی را ریشه کن کنی، زیرا به ما دیدۀ بصیرت داده ای تا بتوانیم خوبی ها ی تمام انسانها را ببینیم."

"خداوندا ما نمی توانیم به درگاهت دعا کنیم به ناامیدی هایمان پایان بخشی،زیراتوانایی از بین بردن نابسامانی ها را به ما عطاکرده ای." 

"خداوندامانمی توانیم دعاکنیم بیماری را ریشه کن کنی،زیرابه ماقدرت تفکرداده ای تابه وسیلۀ آن راه علاج بیماریها راکشف کنیم."

بنابراین به درگاهـت دعا خواهـیم کرد،به ما شـهامـت،قـدرت،اراده،آگاهی ،عـزمی راسـخ،صبـر،ایـمان وتاب تحمـل سخـتی ها را عطا کنی تا دیگـرلازم نباشـد بگوییـم،خدایا ما را به آرزوهایمان بـرسـان ...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 8:13 توسط ناصر محمدی |

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . ) 
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد ...
ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم

منبع : اتجمن فیزیکدانان جوان ایران
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:0 توسط ناصر محمدی |

 >  شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ... . محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... . لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیه با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگران وی می توان به ملا صدار اشاره نمود.

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند. قران کریم می فرماید: نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند «سوره یوسف آیه 53» انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند.

منبع: کتاب آموزه های وحی در قصه های تربیتی، مولف عبدالکریم پاک نیا، انتشارات فرهنگ اهل بیت

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 15:29 توسط ناصر محمدی |

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم..... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

HydroForum ® Group

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:17 توسط ناصر محمدی |


1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.


3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 9:51 توسط ناصر محمدی |

 

A – Accept : پذیرا باشید:

دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید

 

.

B- Break away : خودتان را جدا سازید:

خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

C-  Creat : خلق کنید :

 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان  تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

D – Decide : تصمیم بگیرید:

تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

E- Explore : کاوشگر باشید :

جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

F- Forgive : ببخشید :

ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

G- Grow : رشد کنید:

عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

H – Hope : امیدوار باشید:

به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

I- Ignore : نادیده بگیرید:

امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید .. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

J – Journey : سفر کنید:

به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

K – Know : بدانید:

بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

L – Love : دوست بدارید :

اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

M – Manage : مدیر باشید:

بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

N- Notice : توجه کنید:

هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

O-Open : باز کنید:

چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

P –Play : بازی و تفریح کنید:

فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.

Q – Question : سوال کنید:

چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

R – Relax : آرامش داشته باشید:

اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S – Share : سهیم شوید:

استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

T – Try : تلاش کنید:

حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.

U – Use : استفاده کنید :

از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

V – Value : احترام بگذارید:

برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

X – X-Ray : اشعه ایکس:

با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

Y – Yield : اجازه دهید:

اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .

ZZoom : تمرکز کنید:

زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروی اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن

تمرکز کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 9:49 توسط ناصر محمدی |

 

نادر شاه ----- نادرقلی
لنین ----- ولادیمیر ایلیچ اولیانف
پرنسس دایانا ----- دیانا فرانسس اسپنسر
عطار نیشابوری ----- فرید الدین ابوحامد
ارد بزرگ ----- مجتبی شرکا
رضا شاه ----- رضا سوادکوهی
کمال الملک ----- محمد غفاری
مارک تواین ----- ساموئل لنگهورن کلمنس
میرزاده عشقی ----- سید محمدرضا کردستانی
سیمین بهبهانی ----- سیمین خلیلی
امیر کبیر ----- تقی فراهانی
ذبیح الله منصوری ----- ذبیح الله حکیم الهی دشتی
م. امید ----- مهدی اخوان ثالث
شهریار ----- محمدحسین بهجت تبریزی
حافظ ----- شمس الدین محمد شیرازی
چارلی چاپلین ----- سِر چارلز اسپنسر چاپلین
پروین اعتصامی ----- رخشنده اعتصامی
صائب تبریزی ----- میرزا محمد علی
سلمان فارسی ----- روزبه
ستارخان ----- ستار قره‌داغی
میرداماد ----- میر برهان‌الدین محمدباقر استرآبادی
باقرخان ----- باقر تبریزی
نسیم شمال ----- سید اشرف‌الدین گیلانی
جبار باغچه بان ----- میرزا جبار عسگرزاده
بدیع الزمان فروزانفر ----- محمدحسین بشرویه‏ای
چه گوارا ----- ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا
سعدی ----- مُصلِح الدین مُشرف بن عَبدُالله
عزیز نسین ----- مَحمَت نُصرَت
آتا تورک ----- مصطفی کمال پاشا
ولتر ----- فرانسوا ماری آروئ
بودا ----- سیدارتا گوتما
بیل کلینتون ----- ویلیام جفرسون بلایت سوم
سیمون بولیوار ----- سیمون لوسی ارنستین ماری
پله ----- ادسون آرانتس دوناسیمنتو
نیما یوشیج ----- علی اسفندیاری
افلاطون ----- آریستو کلس
خواجه نصیرالدین طوسی ----- ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی
معین ----- نصرالله معین
گلاب آدینه ----- گلاب مستعان
شیرین بینا ----- شیرین صدق گویا
مادر ترزا ----- آگنس گوک بژازین
بزرگ علوی ----- مجتبی علوی
نادره ----- حمیده خیر آبادی
تیتو ----- جوزپ بروز
ثریا قاسمی ----- مولود ملاقاسم
جان وین ----- ماریون موریسون
ایرج راد ----- اکبر حسنی راد
سیروس گرجستانی ----- علی اکبر محمدزاده گرجستانی
استالین ----- یوسف ویساریونوویچ ژوگاشویلی
بهروز وثوقی ----- خلیل وثوقی
فرح پهلوی ----- فرح دیبا
سولات سار ----- پل پوت
فروزان ----- پروین خیر بخش
گوهر مراد ----- غلامحسین ساعدی
ر . اعتمادی ----- رجبعلی اعتمادی
م .. الف . به آذین ----- محمود اعتمادزاد
ملکه الیزابت ----- الیزابت الکساندرا مری ویندسور
ایرج ----- حسین خواجه امیری
پریسا ----- فاطمه واعظی
هایده ----- معصومه دده بال
گوگوش ----- فائقه آتشین
پوران ----- فرح‌دخت عبّاسی طاقانی
مهستی ----- افتخار دده بال
پرویز یاحقی ----- پرویز صدیقی پارسی
سوسن ----- گل اندام طاهرخانی
ابی ----- ابراهیم حامدی
حمیرا ----- پروانه امیرافشاری
دلکش ----- عصمت باقرپور بابُلی
عهدیه ----- عهدیه بدیعی
ابوعمار ----- یاسر عرفات
ماکسیم گورکی ----- آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف
ملک الشعرا ----- محمدتقی بهار
آریل شارون ----- آریل ساموئل مشرایبر
عبدالکریم سروش ----- حسین حاج فرج الله دبّاغ
کیتارو ----- ماسانورى تاکاهاشى
تروتسکی ----- لو داویدوویچ برونشتاین
ایرج ----- حسین خواجه امیری
هایده ----- معصومه دده بال
گوگوش ----- فائقه آتشین
پوران ----- فرح‌دخت عبّاسی طاقانی
مهستی ----- افتخار دده بال
پرویز یاحقی ----- پرویز صدیقی پارسی
سوسن ----- گل اندام طاهرخانی
ابی ----- ابراهیم حامدی
حمیرا ----- پروانه امیرافشاری
دلکش ----- عصمت باقرپور بابُلی
ستار ----- عبدالحسن ستار پور
سندی ----- شهرام آذر
مرضیه ----- اشرف السادات مرتضایی
نلی ----- شمسی اشتری
اندی ----- آندرانیک مددیان
الهه ----- بهار غلامحسینی
آغاسی ----- نعمت الله آزموده

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 17:14 توسط ناصر محمدی |


چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید


گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست


+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 16:55 توسط ناصر محمدی |


روزها گذشت و گنجشک با خدا هيچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 14:59 توسط ناصر محمدی |

به گذشته های دور ایرانیان بر می گردیم. زمانی که نخستین اندیشه های مزدا پرستی در قوم ایرانی پدیدار شد. مردمی که در کوه و صحرا زندگی می کردند و با زندگی چوپانی قرن ها بود که خو گرفته بودند با تضاد های طبیعت چون گرما و سرما سپیدی و سیاهی روز و شب تاریکی و روشنایی و با تضاد های خوی انسانی مثل خوبی و بدی و دشمنی و دوستی اشنا شده بودند آن ها به این اندیشه بودند که نیکی ها و بدی ها را سروری و سالاری باید چون شایسته نمی دیدند که سالار بدی ها بر خوبی ها فرمانروایی کند پس برای آنها سالاری جداگانه در نظر گرفتند و تضاد های دنیای زندگی را به جان یکدیگر انداختند پس به پندار آنان آنچه نیک و نغز بود آفریده اورمزد و آنچه بد و زشت بود زاده اهریمن پنداشتند.

روز روشن که هنگام گشت و کار و تفرج بود آفریده مزدا به شمار می رفت و شب که آمیخته با اسراری مرموز و آرام بود آفریده اهریمن می دانستند چرا که در آن هنگام دزدی ها و کشتار ها صورت می گرفت. ایرانیان دوران کهن برای رهایی از شب و اهریمن پناه به آتش فروزنده بردند تا بتوانند با نیروی اهورا مزدا دیوان و پریان و جادوگران را از آن خانه دور کنند زیرا عقیده داشتند در خانه ای که آتش است دیوان و جادوگران راه ندارند.

شبهایی که به دور آتش می گذشت آتشان نام داشت. امروزه هم در روستاهای خراسان به شب نشینی آتشان می گویند. آنها رسم را بر این گذاشتند که برای خاموش نشدن آتش نگهبانی را بر آن بگمارند که تا سپیده دم خاموش نشود. آتورپات (پاینده آتش) نام یکی از مقامات مذهبی دین ایران قدیم است که از همان دوران به یادگار مانده است. طولانی ترین شبهای سال انقلاب شتا است زیرا علاوه بر این که مردم در سرمای سخت زمستان دیر زمانی از دیدار خورشید محروم بودند و عقیده داشتند که این شب طولانی حمله اهریمن را در بر دارد. چون فردای آن شب روشنایی غالب می شد و روز طولانی تر می گشت مردم برای دفع نحوست آن شب و باز آمدن خورشید در فردای آن شب به شادی می نشستند و گرد هم به دور آتش جمع می شدند و در انتظار برآمدن خورشید و در واقع زایش دوباره خورشید بودند که نحوست شب دراز را با تولد خود از بین ببرد. ابوریحان بیرونی می گوید نام این روز میلاد اکبر است و مقصود از آن انقلاب شتاست. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیارت خارج می شود و آدمیان به نشو نما آغاز می کنند و پریان به سوی فنا روی می آورند.

میترا


جشن شب یلدا میهمانی مذهبی و فدیه ای بود که نثار اورمزد می کردند. و چون پس از آن زمستان شروع می شد دیگر میوه ای پرورده نمی شد . این خوان میوه ها و خوراکی های گوناگون داشت و زمستان را که در پیش بود پر برکت می گردانید . امروزه نیز این رسم پا بر جاست . در این شب ها معمولا انار سیب به خربزه و هندوانه و انگور های آویخته و میوه های خشک زینت مجالس شب چله است. رسم بر ایرانیان چنان بود که هرگاه در هر ماه نام روز و نام ماه برابر می افتاد آن روز را جشن ماه دی و متعلق به اورمزد بود. دی از ریشه دا به معنای آفریدن و دادن است. روز اول هر ماه نیز هرمزد نام دارد. بدین ترتیب در اول دی ماه که نام روز با نام ماه برابر می افتد جشنی بزرگ برای خدای بزرگ برپا می کردند و آن را جشن نوروز می نامیدند چون از آن روز تا نوروز 90 روز فاصله دارد و زمین در گردش خود به دور خورشید در آن روز به نقطه تقریبی انقلاب زمستانی می رسد و سال نو با افزایش درازای روز آغاز می شود . ایرانیان قدیم سال دوازده ماهه را تمثیلی از جهان دوازده هزار ساله می پنداشتند که به 4 فصل سه ماهه تقسیم می شد. آغاز سال عبارت بود از دوباره زاده شدن یا دوباره پیدایی خورشید و آن اول دی ماه بود . خورشید مظهری بود از ایزد بزرگ میترا که نجات دهنده و مسیح جهان است. همین میترا یا خورشید است که در اول دی ماه نیروی شب را شکست می دهد و از تسلط آن در یک دوره سالانه رها می سازد بنابر این ایرانیانی که به میترا دلبسته بودند روز اول زمستان را که موقع انقلاب زمستانی خورشید بود و خورشید دوباره تسلط خود را بر جهان می گسترد روز تولد میترا می دانستند و جشن می گرفتند.
میترا

پش از ان که دین مسیح در روم قدیم رواج یافت اندک اندک جای ایین مهر را گرفت و بیشتر آداب و رسوم مهری را که از ایران مزدایی گرفته شده بود به خود پذیرفت زیرا این آداب مذهبی به صورت آیین های ملی برگذار می شد مردمی که به زور و ستم فرمانروایان تغییر آیین دادند رسم های دیرین را فراموش نکردند به این ترتیب میلاد مهر نجات دهنده به حضرت عیسی مسیح نجات بخشنده منتسب گشت . با آمدن مسیحیان سریانی به ایران شب یلدا نامیده شد که کلمه ای سریانی است با واژه نوئل از ریشه ناتالیس رومی که به معنی تولد است. بنابر این نوئل اروپایی همان شب یلدا یا شب چله ایرانی است. ایرانیان نخستین کسانی بوده و هستند که مسیح کودک را باز شناختند. به فرمان پادشاه اشکانی ایران سه تن از مغان ستاره درخشانی را که در آسمان پدیدار شده بود را راهنمای خود ساخته و به دیدار وی شتافتند در انجیل هم اشاره ای به این سه تن مغ شده و اثر ایران در مسیحیت در عروسک هایی که در شب نوئل با نام سه شاه مقدس یا سه مغ در کنار درخت کاج نوئل می گذارند هنوز پا بر جاست. جالب این که همین رسم تزیین درخت کاج در شب میلاد مسیح نیز وام گرفته شده از آیین های کاملا ایرانی است.

فهم مسحیت در گرو فهم مهر پرستی است. تا آنجا که آنها را دو دین خواهر نامیده اند. این آیین و آموزه های آن در رگ رگ فرهنگ و هنر ادبیات و سنت مسیحی رسوخ کرده است. از میلاد مسیح گرفته تا عشای ربانی و شام وحدت مسیحیان و عروج مسیح تقدس روز یکشنبه که روز خورشید یا Sunday نامیده می شود و مراسم تطهیر و غسل تعمید و تولد دوباره اصطلاحات آیینی نظیر پاپ پدر و القاب کشیش ها لقب Pius که برای پاپ انتخاب شده و شنل قرمز کاردینال ها و کلاه مخصوص پاپ و کاردینال تصاویر و بن مایه هایی از افلاک و زمین و اسمان و ماه و خورشیدو سیارات علایم منطقه البروج عناصر اربعه و ... در پیکر نگاری ها که زینت بخش صحنه هایی از کلیسای کهن است شبیه سازی نمادین حواریون با علائم منطقه البروج به نشانه زمان مقدس استفاده از نماد هایی چون سرو و کاج و صلیب و حمل ان بر دوش مسیح و از همه مهمتر اهمیت مرکزی مساله قربانی در نجات شناسی مسیحیت که بدون فهم آن فهم سنت مسیحی از مسیح غیر ممکن است.

شاید حق با گیاگمش باشد که می گوید خدایان نمیمیرند!
 
                                                                        یلداتون مبارک
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 7:54 توسط ناصر محمدی |